العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)

11

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)

است . در موارد زيادى آمده كه ائمه اطهار عليهم السّلام در بيان يك مسأله شرعى به اين كتاب استناد كرده‌اند و فرموده‌اند : در كتاب على عليه السّلام حكم اين مسأله چنين است ، اين كتاب در نزد فرزندان آن حضرت بود كه امامان اهل بيت عليهم السّلام آن را از هم ارث مىبردند و در مواردى به آن استناد مىكردند . امير المؤمنين عليه السّلام با هوش و استعدادى كه خداوند به او عطا كرده بود ، حافظه‌اى قوى و فوق العاده داشت ، او هر چه از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله مىشنيد حفظ مىكرد و در خاطره‌اش مىماند ، او همواره از پيامبر سؤال مىكرد و از تفسير آيات و تاويل آن تحقيق مىنمود و رسول اكرم نيز همه چيز را به او مىگفت . امير المؤمنين عليه السّلام علوم و معارف را از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله به خوبى فرا گرفت تا آيه شريفه « أُذُنٌ واعِيَةٌ » فرود آمد ، و او را به صفت حفظ و نگهدارى نكات و رموز ستايش كرد ، يكى از روزها على عليه السّلام به منزل پيامبر گرامى صلّى اللَّه عليه و إله رفتند ، در اين هنگام مشاهد كردند فرشتگانى به آن جا رفت و آمد دارند . على عليه السّلام در آن جا توقف كردند تا فرشتگان خدمت حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و إله برسند و بر آن حضرت سلام كنند ، بعد از اين جريان حضور پيامبر گرامى رسيدند و فرمودند : يا رسول الله امروز چهار صد هزار فرشته بر شما سلام كردند ، پيامبر فرمود : از كجا دانستى ، گفت : من سخنان آنها را كه هر كدام به زبانى تكلم مىكردند حفظ كرده‌ام . ابن دأب كه يكى از بزرگان زمان خود بود گويد : مردم به على عليه السّلام نياز داشتند و او به كسى نياز نداشت ، هر گاه مسلمانان گرفتار مشكلى مىشدند و رهائى از آن امكان نداشت ، دنبال على عليه السّلام مىرفتند و راه چاره را از وى طلب مىكردند و او هم مشكلات و ناراحتيها را بر طرف مىكرد . هر گاه يهوديان و يا ساير فرق نزد مسلمانان مىآمدند و سؤالاتى از آنها مىكردند و مسلمانان پاسخى نداشتند به آنها بدهند ، ناگزير دنبال على عليه السّلام مىرفتند و او پاسخ همه مخالفان و معاندان را مىداد و همه را از ميدان بيرون